پیری و هزار دردسر
◷
تاریخ انتشار: 1402/5/18 | ساعت: 1:56
صحبت های جدی ای کردیم، باز هم با شروع من. اون که هیچ وقت بحث مهمی رو جلو نمیاره. در مورد بچه پرسیدم و گفت آره بچه میخوام. گفتم سن من رو ببین، خیلی وقت نداریم. تازه اگه همین الان اقدام کنیم هم گارانتی نیست که بچه دار شیم. من نزدیکه چهل سالم بشه و خیلی ها رو میشناسم که نتونستن تو این سن بچه دار بشن. گ...
سفر در سفر
◷
تاریخ انتشار: 1402/4/30 | ساعت: 23:30
از سفر دوم اومد و نصف شب اومد پیشم و امروز دوباره رفت سفر بعدی. برام سوغاتی آورد....پنیر اون روستا و عسل کوهی و مربا. بیشتر برای تشکر خرید که اجازه دادم بره...چند بارم گفت که مرسی اجازه دادی برم. امروز گفت بیا حساب بانکی برای خریدای خونه باز کنیم. جدید بود! شوک شدم... گفت دوستم گفت اینطوری میکنن اون...
کار و کارگری و باز هم کار
◷
تاریخ انتشار: 1402/4/30 | ساعت: 23:30
از سفرهاش برگشت و حسابی برام جبران کارای نکرده رو کرد. کل آخر هفته مشغول کار بودیم و کلی کار جلو رفت. دلم سوخت چون اونم کل هفته سر کار بود، حالا کارای خونه ی من و بعدش هم دوباره کار. ولی خب داره اینجا زندگی میکنه اینم. خسته ام..گاهی میترسم...امیدوارم بهتر بشه اوضاع. Adblock test (Why?)
روزهای من
◷
تاریخ انتشار: 1402/4/30 | ساعت: 23:30
سردی این آدم من رو اذیت میکنه....خواهرش که نیستم! یه ذره احساس، یه ذره سکشوالیتی... هیچ!!وقتی بهش توجه نمیکنم و نزدیکش نمیشم میاد طرفم. ولی خب من دوستش دارم و برام سخته که هی نزدیکش نشم و خودم رو ازش دور کنم.بهش بگم درست میشه ولی دوباره بعد یه مدت برمیگرده به تنظیمات کارخونه. مشغول تعمیراتیم و حسابی...
شلووغ
◷
تاریخ انتشار: 1402/2/9 | ساعت: 13:30
میگذره روزها و یه مقداری خیالم از بابتش راحت تره. بهم گفت بابا مامانم دوستت دارن. گفتم مهمه؟ گفت نه که مهم باشه، به اونها ربط نداره نهایتا ولی خب احتمالا ناخوداگاه رو من تاثیر میذاره. گفت بابام داشت به یکی میگفت که الف دوست دختر نایسی داره و با هم خوبن. مامانم گفت پز نده حالا. شروع به کار کرده و از ...
به من چه!
◷
تاریخ انتشار: 1402/2/9 | ساعت: 13:30
رفتارم خیلی کنترل گر هست...مثلا به طرف یاداوری میکنم که "ساعت فلان شد، جلسه داری". یکی نیست بگه "به تو چه؟!" و میدونم که الف خوشش نمیاد.بهش گفتم اگه قهوه رو فقط از روی عادت میخوری، میخوای قهوه بدون کافئین بخور. گفت چرا برات مهمه که من زیاد قهوه میخورم؟! به خودم اومدم دیدم راست میگه...به تخم چپ من که...
خونه جدید
◷
تاریخ انتشار: 1402/2/4 | ساعت: 15:05
دارم یکی دو ماه دیگه میرم خونه جدید و الف میخواد کمکم کنه بازسازیش کنم. یه لیست درست کرده و داره ابزار میخره...بیشتر برا خودش هیجان زده هست که کار بازسازی انجام میده. به نفع منم هست، کلی تو هزینه هام صرفه جویی میشه. آدم منظمی هست و خیلی دقیق و با برنامه. باید ازش یاد بگیرم. فکر کنم بخواد بیاد باهام ...
رفتارهای من
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/14 | ساعت: 21:46
دارم رو خودم کار میکنم. رفتارهای پسیو اگرسیو دارم. از چیزی ناراحت میشم و سکوت میکنم و طرف اذیت میشه و نمیگم چه مرگمه. مچ خودم رو میگیرم در این مواقع و سریع جمعش میکنم. با این پسره خیلی کم از این رفتارها داشتم و الان حواسم هست اصلا همچین کاری نکنم. واقعا مشکل های رفتاریم زیاده...باید ساده و بازتر باش...
فاز جدید
◷
تاریخ انتشار: 1402/1/5 | ساعت: 1:34
وارد فاز جدیدی از رابطه شدیم. شرایط مالی مون رو به همدیگه روشن و واضح گفتیم و خیلی بیشتر در مورد جزئیاتش صحبت میکنیم. حس میکنم به هم نزدیکتر شدیم. دوستش دارم ولی خب زندگی خودم هم دوست دارم. هر چی بیشتر میگذره، بیشتر بچه نمیخوام. Adblock test (Why?)
دیدار
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/24 | ساعت: 18:40
بعد یه هفته هم رو دیدیم و چقدر دلمون برا هم تنگ شده بود. کلی بوس و رفع دلتنگی. عادیه فعلا... رو دور خوبه احتمالا.ازم پرسید اگه با هم زندگی کنیم، میخوام کدوم شهر باشه؟! شهر من یا اون. گفتم فرقی نداره برام و با هر دو اوکی هستم. جالب بود که به زندگی تو شهر من هم فکر کرده بود....توقع نداشتم. یه کم در مو...
رابطه
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/24 | ساعت: 18:40
حس میکنم رابطه مون بهتر شده... بعد اون سفرش که از هم دور بودیم، به هم نزدیک تر شدیم و تو نگاهش علاقه ی بیشتری میبینم و تو رفتارش تلاش بیشتری برای نگه داشتن من و خوشحال کردنم. میون حرفا گفت که آره فلانی بهم گفت نمیشه فهمید تو به چیزی علاقمندی یا نه...گفتم اره منم این حس رو دارم، که مثلا برات چیری مهم...
سفر بدون هم
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/16 | ساعت: 13:31
یه هفته رفت سفر، با برادر و دوستاش...خانوادگی بود و به منم گفت برم ولی خب من اسکی رو کوه بلد نیستم و راحت نبودم با گروهی برم که همه اسکی میکنن. اینم وقتی میخواد ازم دعوت کنه برم یه طوری میگه که انگار میخواد نرم...در صورتی که احتمالا این برداشت من هست و اون فقط میخواد نه شنیدن رو برا خودش راحت تر کنه...
...
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/4 | ساعت: 12:52
یه کمم تنشن بینمون ایجاد شد...داشتم از سیستم ایراد میگرفتم و از سیستم کشور قبلی میگفتم...گفت خب برو اونجا!به نظرم خیلی توهین آمیز بود... حس میکنم هر چی بیشتر میگذره، خطرناک تر میشه رابطه برام. توش غرق میشم...کاش فرار کنم. تنهایی هم خوب بودا...اون آزادی سفر رو میخوام... اونقدر از حرفش رنجیده شدم که ح...
دارم بالا میارم
◷
تاریخ انتشار: 1401/12/4 | ساعت: 12:52
شدیدا به تموم کردن رابطه فکر میکنم... این آدم سرده...من از رابطه فقط انتظار عشق و محبت دارم و این آدم همون رو هم بهم نمیده. نه تو بردن آشغالها کمکم میکنه و نه برای هیچ کار مردونه ی دیگه ای میتونم روش حساب کنم. عشق هم که نمیده؟! نه توجه خاصی، نه حس امنیت برای آینده...هیچ...هیچ...مگه سرخر میخوام؟! وال...
پووووف
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/15 | ساعت: 16:27
در سفریم...دو هفته با هم بدون وقفه. البته قبلا هم همین مدلی سفر رفتیم... معمولا میگن اگه تو سفر دعوا نشه و خوب پیش بره، بعدش اتفاق بدی نمیفته. ولی خب تو رابطه ی ما همه چی فرضیه انگار. من باید فرض کنم که اون من رو دوست داره چون یکی دو بار قبلا این رو گفته. منم که اصلا اهل پیش فرض مثبت نیستم. دائم به ...
2023
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/2 | ساعت: 19:53
سال قبل برام خیلی خوب بود، اونقدر پرماجرا که خیلی برام سخته باور کنم یه سال بوده و نه چند سال. خیلی زیاد سفر رفتم! آقای عجیب (همون الف) رو دیدم و با هم مچ شدیم و رابطه مون ثابت بوده و یا قبه قول معروف دوست پسر دارم الان... دوستای جدید پیدا کردم. البته خونه نخریدم و این رو اعصابمه.امیدوارم 2023 سال ب...
آینده
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/2 | ساعت: 19:53
با الف خوبه ها ولی باهاش هیچ آینده ای نمیبینم راستش. گفته خانواده میخواد و سنم داره میره بالا...با خودش چی فکر کرده؟ که من بعد چهل سالگی بخوام بچه بیارم؟! اصلا همچین حوصله ای ندارم.من میخوام برا خودم خونه بخرم و اون هم همین... این آینده ندیدن هم خوبه از جهتی و به من حس آزادی میده، هم از طرفی جالب و ...
عشق
◷
تاریخ انتشار: 1401/11/2 | ساعت: 19:53
اینکه به نظر اون خوشگلم بهم حس خوبی میده. هیکل و قیافه م و البته شخصیتم رو قبول داره. اون مرد شخصیتم رو قبول داشت ولی تو اون همه سال یه بار هم بهم نگفت که خوشگلم. حالا اینم نمیگه ها، ولی بحث پیش بیاد میگه که تو خوشگلی و هیکلت از 99 درصد از زنها بهتره. یعنی میدونم تو ذهنش من یه زن زیبام. از نظر اون م...
دلتنگی
◷
تاریخ انتشار: 1401/7/16 | ساعت: 0:55
سفر که بودم چند باز تماس گرفتیم و حرف زدیم... نگاههاش قشنگ بود ولی خب اصلا به روی خودش نمیاره دلش تنگ شده و اشاره ای هم نمیکنه بهش.بعد از سفر من که هم رو دیدیم ازش پرسیدم دلت برام تنگ شد؟ گفت آره. گفتم چرا چیزی نگفتی؟ گفت دلم تنگ شد...احساس تنهایی داشتم. تو هم دلت برام تنگ شد؟ گفتم آره. گفت وقت نداش...
میگذره
◷
تاریخ انتشار: 1401/7/16 | ساعت: 0:55
با الف تا حالا کلی سفر رفتیم. همه ش با دوستای اون. خوش میگذره و برام جدیده این فضا... چند روز با یه گروهی بودیم از همه جای دنیا که جمع شده بودن برا دوچرخه سواری. جالب بود و خوش گذشت...من برگشتم و الف موند. روز آخر بهم گفت دلم نمیخواد برگردی، بمون. ولی خب من کار دارم و باید برمیگشتم... بهم گفت دوستام...