فعلا اخری
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/17 | ساعت: 1:15
خیلی وقته ننوشتم...تصمیم گرفتم دیگه دیت نکنم و همه ی اپ ها رو بستم. با یکی مچ شدیم که میدونم به دردم نمیخوره طولانی مدت و اخلاق هاش گاها پیرمردی هست و دوست ندارم، ولی اخلاقای خوبی هم داره که دوست دارم یه مدت باهاش باشم. قدش خیلی بلند تر از من نیست، خوش چهره و بامزه ست، مال همین کشوره. بعد از دو سه ب...
این حس لعنتی
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/17 | ساعت: 1:15
حس میکنم دوست داشتنی نیستم. یعنی اونهایی رو که دوستشون دارم از من به اندازه کافی خوششون نمیاد. الف پسر خوبیه، ولی حس میکنم آخرش میگه ما به درد هم نمیخوریم که خب قطعا راست هم میگه چون اون دنبال بچه و این جور زندگیه و من دوست دارم رها باشم و معلوم نیست سال دیگه کجای دنیام. ولی خب دلم میخواد یکی عاشقم ...
گیجم
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/17 | ساعت: 1:15
این آدم فوق العاده عجیبه...رفتارش ایندفعه خیلی فرق داره... نمیفهمم... حالم از این سردرگرمی و عدم اطمینان خودم به هم میخوره....که همه ش ترس از ترک شدن دارم. اون هم به هیچ جاش نیست...گفته که مدل اجتنابی و جزیره ای هست و خب این آدمها کلا هیچگونه احساسی به کسی پیدا نیمکنند. اینم دقیقا همین مدله و میشه ا...
میگذرد
◷
تاریخ انتشار: 1401/2/7 | ساعت: 18:42
یه انگلیسی دیدم که قیافه ی خاصی نداره ولی مودبه و قدبلند و بامزه ست. پست داک هست و همون شهر میم زندگی میکنه. از چیزایی که میخونه برام میگه و علاقمنده در مورد منو کارای علمیم بدونه...یه کم زیادی آکادمیکه...حالا باید دید. اخر هفته به راحتی با هم شش ساعت وقت گذروندیم و قرار شد دوباره هم رو ببینیم. احتم...
اوووف
◷
تاریخ انتشار: 1401/2/7 | ساعت: 18:42
یه پسر سوئدی دیدم، که خب قبل از دیدنش حسد میزدم یه موردی باید داشته باشه چون زیادی خوب بود. و بعله! قدش کوتاه بود، یعنی هم قد من! ولی خب خیلی موهای خوشگل و پری داشت و قیافه ش هم عالی! خیلی حرف زدیم و خندیدیم و خیلی فان بود. هنوز شماره رد و بدل نکردیم و نمیدونم بخواد بینیم هم رو دوباره یا نه. امیدوار...
این زندگی لعنتی
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/19 | ساعت: 11:02
ارتباط با آدمها در من تهوع ایجاد میکنه. دوست دارم ارتباط داشته باشم چون نمیخوام تنها باشیم و بدون هیچکی، و بقیه رو با هم ببینم. وگرنه ارتباط باهاشون حالم و خوب نمیکنه. مدام به قضاوت هاشون و حرفایی که بهشون زدم فکر میکنم و نگرانم در موردم چی فکر میکنن. البته در مورد ایرانی ها. وگرنه با خارجی ها کمی ر...
تصمیمات بزرگ
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/19 | ساعت: 11:02
نمیدونم فقط من اینطوری ام یا همه کم و بیش این حس و دارن. یه تصمیم بزرگ گرفتم، اونم تقریبا تنهایی. دو روزه لب به هیچی نزدم از استرس. زندگی در آن واحد هم سخته هم مسخره و پوچ، پس چرا اینهمه میترسیم؟ شاید چون میخوایم بهترین تصمیم و بگیریم و در بهترین شرایط باشیم. بودنش یه دنیا آرامشه. خیلی خوبه که هست.